![]() |
![]() |
|
| تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی... |
|
مومیایی برنادت گفته اند در تاریخ11فوریه1858(22بهمن ماه1236ه.ش) «برنادت سوبیروس» دختر14ساله یک آسیابان از روستای لورد در جنوب فرانسه دیداری عجیب و باورنکردنی داشت:در غاری در کنار رودخانه کوچک گافه بانویی در لباس سفید و درخشان در برابر او ظاهر شد که با آرامش و سکوت به او تبسم می کرد و پس از چند لحظه ناپدید شد.به هر حال هنوز سه روز از این برخورد نگذشته بود که بانوی زیبای ناشناس دوباره در همان محل بر او ظاهر شد و از آن تاریخ تا16ژوئیه(25تیرماه1237ه.ش)شانزده بار دیگر نیز بر«برنادت»ظاهر شد.در تاریخ18 فوریه(29بهمن ماه)در سومین برخورد بانوی نورانی برای نخستین بار«برنادت»را خطاب قرار داد،در25فوریه(16اسفندماه)او چشمه ای را که در کف غار پنهان بود به«برنادت»نشان داد و در26ماه مارس(6فروردین ماه)او خود را به«برنادت»معرفی کرد:به عنوان مادر مسیح،مریم مقدس.او چندین بار به این دختر سفارش کرد که نزد کشیش دهکده رفته و به او بگوید،شایسته و ارزنده است که در محل ظهور در نزدیکی چشمه کلیسایی برپا شود و سفرهای زیارتی توبه و کفاره ونذورات به آن محل به طور منظم به اجرا درآید... برخورد با مادرمقدس در غارلورد زندگی«برنادت سوبیروس»کوچک راکاملا تغییرداد.او که از تجربه ی دیدارهای خود بامادرمقدس سخت تکان خورده بود تصمیم گرفت راهبه شود.او درسال 1866میلادی(1245ه.ش)،درسن22سالگی،درشهرهمجوار روستای خود به نام نورز وارد صومعه ی سن جیلدارد گردید.اودر آن جا در آوریل1879(27فروردین1258ه.ش)در حالی که تازه سی و پنج ساله شده بود،بر اثر بیماری سل استخوان درگذشت.تابوت او سه روز پس از مرگ دریک عبادتگاه کوچک در باغ صومعه به خاک سپرده شد.او بیش ازسی سال در این مکان بدون هیچگونه مزاحمتی آرمید.اما هنگامی که مقدمات کار اثبات تقدیس فراهم آمد و تحقیق در این باره آغاز شد،مقامات کلیسا اجازه دادند تابوت اورا در حضور دو پزشک وچندنفردیگر باز شود.مشاهده ی جسد«برنادت»قدرت تکلم را از تمام حاضرین سلب کرد.او بدون هیچ تغییری بربستر خود آرمیده بود. به دلیل اتهاماتی که بر این گزارش و اسقف مسئول تحقیق آن وارد کردند دوبار دیگرهم اثبات تقدیس انجام شد ولی بازهم جسد را بدون هیچ تغییری یافتند به استثنای پوست،که تغییر رنگ داده و جلوی چشم شهود رنگ تیره به خود گرفته بود.درسوم اوت1925(12مرداد1304ه.ش) مومیایی«برنادت»طی مراسم رسمی به صومعه ی سن جیلدارد نقل مکان داده شد.از آن زمان تاکنون او در آن جا در لباس رسمی راهبگی خود،با صورت و دست هایی که با پوشش مومی نازکی پوشانیده شده است،در یک تابوت شیشه ای به آرامش ابدی سپرده شده است. روحش شاد،!یادش گرامی باد! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:41 به قلم چهارچشمی |
|
|
first page memory |
| در این باره |
من در این کلبه خوشم... تو در آن اوج که هستی خوش باش... من به عشق تو خوشم... تو به عشق هر که هستی خوش باش!...
|
| لینکدونی |
|
مومیایی برنادت خلاصه ده فصل اول کتاب هفتم هری پاتر اسامی ایرانی عموپورنگ دست نوشته های یک خبرنگار جادوگران آرشیو لینک ها |
|
RSS
|