![]() |
![]() |
|
| تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی... |
|
سلام! ____________________________________________________________________ *داستان ما هم با یکی بود یکی نبود شروع می شه. یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه دختری بود که اسمش x بود. این x قصه ما میره به مدرسه ای که همه فکر می کردن تو شهرشون عالیه.x توی مدرسه دوستی پیدا کرد که اسمشy بود. x و y دوستای خوبی بودن و همیشه با هم به کتابخونه می رفتن و فکر می کردن بهترین دوستای روی زمین هستن(x اینطور فکر می کرد) این دو نفر دوستیشون یه اوج زیبا داشت که با پیدا شدن z یه جورایی کم رنگ شد. z اول به x اظهار علاقه کرد و x هم قبول کرد مثل همیشه!...این چند نفر با کسای دیگه هم دوست شدن مثل w ، s و چند نفر دیگه. این چند نفر با هم بودن که اتفاق ناگواری به وقوع پیوست... z می خواست از پیششون بره. این ضربه فوق العاده سخت باعث شد x به z نزدیک بشه و از y دور. x هیچ وقت دلیل اصلی این اتفاق رو نفهمید... اون سال همه به خصوص x خیلی از رفتن z ناراحت بود ولی ناراحتیش از رفتن z هیچ وقت به اندازه ناراحتیش از دست دوستاش نشد. دوستاش مطمئنا نمی دونستن با حرفایی که بهش می زنن چقدر باعث رنجوندنش می شن آخه x با این که خیلی ناراحت می شد تا اون جایی که می تونست هیچ وقت چیزی بروز نمی داد. بالاخره سال اول با یه پایان زیبا تموم شد... * سال دوم از راه رسید... نبودن z اون جور که x فکر می کرد تلخ و کشنده نبود. اما یه اتفاق دیگه مثل موریانه ذره ذره وجود x رومی خورد. آخه می دونید x به دلایلی که هرگز نفهمید از y جدا شده بود. بینشون یه جور رقابت بود که با درست کردن وبلاگ این رقابت شدید تر شد. x هرگز نفهمید چرا اینجوری شد فقط می دونست y عوض شده بود.x مجبور بود خلا نداشتن y رو با یک دوست دیگه که اسمش a بود پر کنه. y هم با w صمیمی شد. x هیچ وقت نفهمید دلیل y برای انتخاب w چی بود. البته خب w یه چیزایی می دونست که x نمی دونست. درباره چیزهای مختلف... اما به نظر x این دلیل خوبی نبود که y ... خلاصه کنم این که a و x دوستای خوبی بودن. شاید از نظر بعضی ها خیلی هم عالی... و این باعث می شد خیلی ها به اون دوتا حسودیشون بشه. شاید همین حسودی ها بود که باعث اتفاق ناگوار دیگه ای شد. شاید هم نبود؟ x می دونست که چه چیز باعث این اتفاق ناخجسته شده بود. x از بی اعتمادی بدش میومد و a با کاراش بی اعتمادیش رو نسبت به x آشکار کرد و این ضربه سختی برای x بود. x دیگه دوستی نداشت ... خودش نمی خواست. تصمیم گرفته بود دیگه تنها بشه اما انگار سرنوشت چیز دیگه ای براش رقم زده بود. دست تقدیر این بار باعث دوستیه x با g شد. اونها با هم خوب بودن اما هیچ کسی مثل دوستای قبلی x بهش نزدیک نبود. x بارها طعم تلخ خیانت رو چشیده بود هم در ابتدایی و هم در راهنمایی. x این بار خودش هم نمی دونست چه کار باید بکنه. سال دوم هم به تلخی و با بدترین وضع ممکن تموم شد. انگار همه یه جورایی با x قهر بودن. *تابستون از راه رسید. x مطمئن بود y مهربون شده اما نمی دونست این شروع یه دوستیه یا آغاز یک ترحم؟! پایان... ____________________________________________________________________ نظرتون راجع به داستان چی بود؟ می دونم داستان یک کمی سر در گم کننده بود و کمی اختصاصی... پس برای اینم که از این وضع غمگین در بیاد و شما هم حوصله تون سر نره مطالب دیگه ای هم توی این پست جا می دم. توضیحاتی در باره ادامه این پست: قسمت اول مربوط به یک معضل اجتماعیه، قسمت دوم چند تا SMS برای این که یادی از اولین پستم کرده باشم ، قسمت سوم برای تنوع و قسمت چهارم و آخر برای ترویج خرافات (از اون جایی که بنده مرض دارم) ادامه توضیحات در این باره را جلوتر مشاهده خواهید کرد نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد... نرخ بنزین دگر باره گران خواهد شد... ممکنه این اس ام اس به دست شما هم رسیده باشه اما %0000001/0 امکان داره فکر کنید این شعر رو فقط برای مسخره کردن شعر اصلی ساخته باشن اما این جمله در زمان حال جمله بسیار پر محتوایی است. می دانید چرا؟ اما نرخ بنزین گران نشده است (این طور که می گن...) بلکه ارزان هم شده است (حتما!...) پس بیایید دست به دست هم دهیم و ... (بقیه ش رو نمی دونم ولی مال کمک به بیماران خاص بود) سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد. از زخم تیشه خسته مشو که وجودت شایسته تندیسی زیباست... (اهورا مزدا) زندگی مثل دیکته می مونه هی اشتباه می کنی، پاک می کنی یه روزم می رسه می گن وقتت تمومه برگه ات بالا! کویرتر نگاهم کن، من احساس بیابانم، چه چیزی بهتراز باران برای یک بیابان است؟ ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد، ویرانه نه آن است که فرهاد فروریخت، ویرانه دل ماست که با هر نگاه تو، صد بار بنا شد و دگر فرو ریخت! Good friends are hard to find, harder to leave, and impossible to forget! یه قسمت از مقدمه سینوهه رو می نویسم که امیدوارم خوشتون بیاد: ولی من که نامم سینوهه می باشد از دروغ در این آخر عمر، نفرت دارم و به همین جهت این کتاب را برای خود می نویسم نه دیگران... من عقیده دارم که انسان تغییر نمی کند ولو یکصد هزار سال از او بگذرد. یک انسان را اگر در رودخانه فرو کنید به محض این که لباس های او خشک شد، همان است که بود. یک انسان را اگر گرفتار اندوه نمایید از کرده های گذشته پشیمان می شود، ولی همین که اندوه از بین رفت، به وضع اول بر می گردد و همان طور خودخواه و بی رحم می شود... » و حالا اطلاعاتی مختصر درباره فروردینی ها، اردیبهشتی ها و خردادی ها یا همون طالع بینی خودمون: 1- فروردینی ها ویژگی ها و خصوصیات کلی: ماجرا جو ، پرجنب و جوش ، پیشگام ، متهور ، پرشور و شوق ، اطمینان بخش ، پویا و حاضرجواب جنبه منفی شخصیت: خودخواه ، عصبی ، شتاب زده ، کم صبر و بی احتیاط در ضمن زیادی بی باک هستن! سیاره حاکم بر متولیدین این ماه مریخ است. رنگ محبوب و خوش یمن فروردینی ها قرمز و سنگ خوش یمنشان الماس است. 2- اردیبهشتی ها ویژگی ها و خصوصیات کلی: صبور ، با پشتکار ، قابل اعتماد ، مهربان ، دلسوز ، با محبت ، با استقامت ، مصمم و آرام جنبه منفی شخصیت: حسود ، انعطاف ناپذیر ، یک دنده و خود خواه سیاره حاکم بر متولدین این ماه ناهید (زهره) است. رنگ محبوب و خوش یمن اردیبهشتی ها صورتی و سنگ خوش یمنشان زمرد است. 3- خردادی ها ویژگی ها و خصوصیا کلی: انعطاف پذیر ، همه فن حریف ، خوش مشرب ، خوش صحبت ، بذله گو ، شاداب ، با طراوت ، پر تحرک ، سر زنده و خلاق جنبه مخفی شخصیت: عصبی ، نگران ، ظاهربین ، بی ثبات ، دمدمی ، ناقلا و کنجکاو سیاره حاکم بر متولدین این ماه عطارد (تیر) است. رنگ محبوب و خوش یمن خردادی ها سبز و سنگ خوش یمنشان عقیق است. راستی بچه ها خیلی خیلی خیلی وقت بود که معرفی کتاب هوتوتو بود. حالا که یادم افتاد: جنایت خفته (آگاتا کریستی/ رمان جنایی) بینوایان (ویکتور هوگو) شوکران عشق (رمان عاشقانه) فکر می کنم دیگه پستم تموم شد می دونم پست خیلی خوبی نشد آخه حال آپ کردن نداشتم ولی به خاطر سارام آپیدم چون خیلی گیر داده بود. در هر صورت: رخصت! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 10:24 به قلم چهارچشمی |
|
|
first page memory |
| در این باره |
من در این کلبه خوشم... تو در آن اوج که هستی خوش باش... من به عشق تو خوشم... تو به عشق هر که هستی خوش باش!...
|
| لینکدونی |
|
مومیایی برنادت خلاصه ده فصل اول کتاب هفتم هری پاتر اسامی ایرانی عموپورنگ دست نوشته های یک خبرنگار جادوگران آرشیو لینک ها |
|
RSS
|