![]() |
![]() |
|
| تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی... |
|
امروز از اولی های مدرسمون بردیم!!!! واقعا معرکه بود! عین گرگ بودن! خودمونو کشتیم تا آخر 2 بر 1 بردیمشون! گل اولمونو نیوشا و دومی رو مهساک زد! من بدبخت هم ایستاده بودم جفت گل به عنوان دفاع! تیم بسکتبال باید 2 تا دفاع داشته باشه که به نوبت برن حمله کنن ولی چون مهشید و مریم (دوقلوها) هیچ کدومشون دفاعشون خوب نبود من عین گاو ایستادم و دفاع کردم. آخر سر هم کلی متلک بارم کردن که تو هیچ کاری نکردی! نمی فهمن عیبی نداره. این همه سختی کشیدم ولی آخرش آنول مهمونم کرد دو تا ساندیس که در عرض کمتر از 15 ثانیه هردوشونو خورم! فردا با سومی ها مسابقه داریم خاک تو سرم هنوز پام تیر می کشه و چونه م درد می کنه. آخه یه کلاس اولی با آرنج کوبوند تو چونه و فکم و خلاصه همه رو داغون کردن! قربون بوی کف پا! سرم یه بویی می دا اینقدر گلاب به روتون عرق کرده بودم ها!! خدا علافو بکشه الاااااااااااااااااااااااااااااااااااااهی! (طرز صحیح نوشتن:الهی!) تکلیفه ریاضیمو ننوشتم فردا با خانم تنگسیریان داریم! امروز فرداس! حال کردی؟؟؟ امروز فرداس! عجب جمله ای! امروز با سومی ها مسابقه داشتیم! خاک تو سرمون! بریم بمیریم! 6 بر 1 باختیم. خداییش خیلی عالی بودن ولی تقصیر مهساک هم بود! تو گروه فقط من و مهساک گاردای خوبی هستیم بعد اون زرت(ضرت یا ظرت) منو تعویض کرد! ای خداااااااا! چی بگم آخه من؟؟؟ خدمت عادل: من به عنوان جایزه 30 خرداد اسممو توی وبم می نویسم شایدم ننوشتم. پ.ن: ببخشید سلام یادم رفت. سلام! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 13:53 به قلم چهارچشمی |
|
|
first page memory |
| در این باره |
من در این کلبه خوشم... تو در آن اوج که هستی خوش باش... من به عشق تو خوشم... تو به عشق هر که هستی خوش باش!...
|
| لینکدونی |
|
مومیایی برنادت خلاصه ده فصل اول کتاب هفتم هری پاتر اسامی ایرانی عموپورنگ دست نوشته های یک خبرنگار جادوگران آرشیو لینک ها |
|
RSS
|