تبليغاتX
دهکده فراموش شدگان
تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی...

منو واسه وقتی می خوای که خلوته دور و برت خبر اوردن می دونم خیلی شلوغ شده سرت می رسه اون روزی که باز میای و می افتی به پام ولی دیگه با دیگرون فرقی نمی کنی برام

 بچه ها می دونین چی شده؟ نمی دونین؟ الان می گم.

امروز علاف اومد گفت من فهمیدم برادر.... میره تو اینترنت. یعنی چی  حق طبیعی .... رو ازش گرفته بعد خودش میره تو اینترنت و....(آخریش غیره اس)

من و آنول گفتیم واسه چی؟ از کجا فهمیدی؟ گفت نمی شه. ما هم  گفتیم این چیه که نه می گی از کجا نه می گی چجوری فهمیدی؟ اونم  گذاشت و رفت.

بعد از امتحان دیگه با ما حرف نزد ما هم کاری بهش نداشتیم. بعد آذین اومد یه برگه به من داد که شعر بالا توش نوشته شده بود پایینشم امضای علاف بود. من اول می خواستم واسش بنویسم:

پاشو برو این آخرشه آخر خط من و تو

اما نوشتم:

پاشو بیا این اولشه اول خط من و تو

بعدم دادم به آنول بده بهش. اونم نوشت:

بعد از یک سال تازه اولشه؟

منم نوشتم:

اول یا وسط می تونه آخرش نباشه.

بعدشم دیگه هیچی نشد. حالا به نظر شما دیگه با علاف حرف نزنم یا...؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 13:54  به قلم چهارچشمی | 

سلام!

بچه ها من خیلی ناراحتم. می دونید چرا؟ چون ما به واقعیت ها کم تر توجه می کنیم و ازشون دوری می کنیم. اصلا یکی از دلایلی که من وبلاگ درست کردم همین بود:

توجه کم تر به واقعیت ها!

یه کم به اطرافتون با دقت تر نگاه کنید.(دختر خانما) شما وقتی سوار تاکسی می شین از این نمی ترسین که راننده بدزدتتون و ...

من که خیلی می ترسم به خاطر همین هم سعی می کنم زیاد از خونه نرم بیرون. اگه می رم با بابام برم.با ماشین خودمون برم.با تاکسی زیاد جایی نرم. همش به خاطر همین!

اون روز که رفتیم مصلا برگشتنش هنوز حرکت نکرده بودیم که هی پسرا رد می شدن و عین دختر ندیده ها بای بای می کردن،به شیشه ی اتوبوس می زدن و...

البته من نمی گم که همش تقصیر پسراس چون دخترا هم زیاد بهشون خط می دن اما پسرا هم زود بی جنبه می شن دیگه.نه؟

به پسرا برنخوره ها. من کلی می گم. این چیزی که من می گم ماله بیشتر نوجوونا و جووناس. از ما بدتر نیستین که دبیر ریاضی می خواد بگه اون کلاسی که ما پارسال توش بودیم،امسال شلوغه،می گه کلاسه الان ما شلوغه!!!! (می دونم نفهمیدین اما اگه پایه و شماره کلاسمون رو بگم علاف می کشم)و (نیست که امسال کلاسمون اصلا شلوغ نیست)

یه چیزه دیگه:

بچه ها از شماها کسی دلش واسه صدام سوخت؟ می دونم الان همتون می گین:نه! اما من دلم سوخت... بعدش پاراگراف اول پیرمرد مرد وبلاگ نگاهانه و این که یه صلوات واسه صدام بفرستین واسه جیغ جیغو فرستادم اما خودم هرکاری کردم صلوات بفرستم انگار یادم رفته بود!نتونستم!جدی می گم هرکاری کردم نشد...

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 19:38  به قلم چهارچشمی | 
 
first page
E-mail
memory
در این باره
من در این کلبه خوشم... تو در آن اوج که هستی خوش باش... من به عشق تو خوشم... تو به عشق هر که هستی خوش باش!...

لینکدونی
مومیایی برنادت
خلاصه ده فصل اول کتاب هفتم هری پاتر
اسامی ایرانی
عموپورنگ
دست نوشته های یک خبرنگار
جادوگران
آرشیو لینک ها
دست نوشته ها
هفته اوّل تیر 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
وبلاگ نویسان کوچک
من چه گویم که در پسندآید؟
یه جای خوب
فرزانگان
هری پاتر4000
نینی کوچولو
شبح سرد
حرفای عاشقانه...
دختر تنها
کاش همه کاش ها روزی به حقیقت برسه
به بهانه صدایی که مرا یادآور خدا بود...
دبیرستان خفن فرزانگان
خدای آسمان ها
مطالبی واقعی اما باورنکردنی از شیطان
به یاد ایام تنهایی
مثل... هیچ جا
پشت میله های سمپاد
هواداران اشکان آکارا
عشق یعنی همین
hop-hop
وبلاگ یکی از بروبچز سمپاد ارومیه
مغزهای متفکر سمپاد
"Gorusan-bii?!"
•°•°•کشتي کچ•°•°•
ابراهیمی+شایستگان
ستاد مرکزی خبرگزاری علاف اند بروبکس نیوز
Angels of Farzanegan
ماری کوری ها در فرزانگان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان