تبليغاتX
دهکده فراموش شدگان
تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاها شدی...

سلام!
چه خبر؟

این جا که هیچ خبری نیست! همین جوری فقط وقت می گذره. هیچی به هیچی! اتفاق خاصی نمیفته و ما هم... همین جوری ولیم توی دنیا! نمی خوام از غم و غصه ها بگم دلتون بگیره ولی ... بی خیال!

و اما مدرسه:

خب آخه انتظار چه خبری رو دارید؟ خبری نیست توی مدرسه! فقط منم که دارم تلف می شم همین! پس حرف اضافه نزنید!

البته عبارات بالا مال وقتایی بود که مدرسه می رفتم ولی الان... واقعا دلم گرفته! واقعا! دیگه مدرسه ها تموم. برای 3.5 ماه. بعدش هم معلوم نیست که کی کجاس؟!

 

 می رن آدما... از الونا فقط... خاطره هاشون... به جا می مونه... چی شد اون کوچه... کچاس اون خونه... آدماش چی شد... خدا می دونه....

------------------------------------------------------------

 

چند وقته علاقه عجیبی به نجوم پیدا کردم. نمی گم مسببش کدوم خلیه ولی خب...

صورت فلکی چیست؟

اگر در شبی صاف  به آسمان بنگرید بی شک از درخشش  چشم نواز ستارگان لذت خواهید برد.  هزاران سال پیش هم بشر از دیدن آسمان لذت می برده ( به طور یقین آسمان پیشینیان بسیار پر ستاره تر بوده ! ) شاید در نظر اول ستارگان آسمان مجموعه ای پراکنده از ستارگان به نظر برسند. اما با کمی دقت می توان اشکال زیبایی را با متصل کردن ستاره ها به هم با خطوطی فرضی در آسمان ترسیم کرد.  درحدود 4500 سال  قبل، مردم شرق مدیترانه شروع به  تقسیم بندی آسمان با نقش های خیالی کردنداین اشکال نام خدایان، الهه ها، قهرمانان و جانوران را دارند.

تا زمان بطلمیوس، ستاره شناس یونانی الاصل اسکندرانی که حدود 150  سال بعد ازمیلاد می زیست، تعداد صورفلکی شناخته شده 48 مورد بود. امروز 88 صورت فلکی شناخته شده  که هریک محدوده ی مشخصی درآسمان دارند. به طوری که تمام آسمان با این صورت های فلکی پوشیده  می شود. با این که ستارگان یک صورت خاص از نظر ما شکل خاصی را در آسمان می سازند، اما در واقع این ستارگان هیچ ربطی به هم  ندارند  و چندین سال  نوری از هم  فاصله دارند و اگر از سمتی دیگردر آسمان  ( جایی خارج از منظومه ی شمسی )  به آن ها  بنگریم به شکلی  دیگر  دیده خواهند شد. ستارگان  حرکت بسیار  آهسته ای در آسمان  دارند (  به دلیل دوری  بسیار آن ها  حرکت سریع   آن ها  آهسته به نظر می رسد )  این حرکت باعث می شود که در طی هزاران  سال شکل  ظاهری  صورت های فلکی عوض شود. اما درطول عمر یک انسان این تغییرات بسیار نامحسوس است. درقدیم ازرصد صور فلکی برای جهت یابی وتعیین فصول و به طور کلی زمان یابی استفاده می کردند.     

صورت فلکی بزرگ جبار رو من واقعا خیلی دوست دارم! اولین (و شاید آخرین) صورت فلکی که من توی آسمون راحت پیداش کردم و دوسش دارم هم همین جباره!

------------------------------------------------------------

این ها هم در اثر جو گرفتگی می نویسم که امیدوارم خوشتون بیاد:

 

تیره شدن موها

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که ژن قرمز روشن و بلوند برای مو در انسان به شدت کاهش یافته و در حال انقراض است. اغلب اروپاییان دارای موهایی بور و روشن بوده اند که علت آن زندگی در سرزمین های سردسیر اروپا بوده، به طوری  که روشن بودن رنگ پوست و موها عاملی برای جذب بیشتر نور خورسید و ویتامین D بوده است. در حالی که امروزه با افزایش روزافزون گرمای زمین و اختلاط اروپاییان با افراد غیر هم نژاد، باعث کمیابی این ژن در انسان شده است. در حال حاضر از هر هزار نوزادی که در اروپا متولد می شوند، تنها 13 نوزاد دارای موهای بلوند یا قرمز روشن بوده و ناقل این ژن هستند و بیشترین آمار رنگ مو در حال حاضر متعلق به رنگ قهوه ای تیره است. این روند و سیر نزولی باعث شده است که دانشمندان انتظار داشته باشند در چهل سال آینده، هیچ نوزادی با این دو رنگ مو (بلوند و قرمز روشن) متولد نشود، به طوری که 50 سال آینده، دیدن فردی با رنگ موی  طبیعی بلوند یا قرمز روشن، نوعی شگفتی محسوب خواهد شد.

 

کودکان متشنج دیرتر به خواب می روند

تحقیقات نشان داده کودکان با درک فضای متشنج در منزل دچار اضطراب شده و تحت تاثیر این اضطراب حداقل 30 دقیقه دیرتر می خوابند. تحقیقات در دانشگاه ایالتی تورنتو نشان می دهد که حتی کودکان با دیدن رابطه خوب ظاهری میان والدین می توانند حس کنند که آنها از یکدیگر ناراضی هستند و این مورد باعث می شود که آن ها عصبی تر، ناراحت تر و نگران تر باشند.

در سال های اخیر تحقیقات بسیاری انجام شده و نتیجه این که تعامل و روابط والدین تاثیر مستقیمی روی زندگی کودکان گذاشته و در مواردی حتی خواب آنها را نیز مختل می کند. در یکی از این تحقیقات به خواب کودکان پرداخته شد. به این ترتیب که 54 کودک 8 تا 9 ساله مورد بررسی قرار گرفتند و در مورد خانواده هایشان با آن ها و والدینشان مصاحبه هایی انجام شد.

نتیجه این که کودکانی که والدینشان حتی ناراحتی و دلخوری های اندکی از یکدیگر داشتند، حداقل 30 دقیقه دیرتر از بقیه به خواب می رفتند. البته شاید به عقیده برخی افراد 30 دقیقه چندان قابل توجه نباشد، اما اگر بین دو مرحله خواب باشد تاثیرات عمیقی بر جسم و روح آن ها بر جای می گذارند.

------------------------------------------------------------

توی ادامه مطلب اسامی ایرانی از ج تا غ. دیگه بسه! خداحافظ!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:9  به قلم چهارچشمی | 

سلام!

خیلی وقته که پست درست و حسابی ننوشتم و خیلی دوست دارم بعد از مدتها یه پست از اونهایی که دوست دارم بنویسم. از اون پست های طولانی!

____________________________________________________________

 

اخبار:

اخبار هری پاتری:

اولین خبر که از سایت دمنتور به دست ما رسیده است به دلیل طولانی بودن ،خلاصه می شود ولی اگر به شدت مایلید که خبر  اصلی آن را بخوانید به سایت dementor.ir مراجعه کنید.

 

تیتر خبر: آینده شخصیت های مهم

 

ïشخصی به اسم هرپو (Herpo) اولین بار جان پیچ درست کرد، ولی جو نگفت چگونه، در هر صورت درست کردن آن بسیار سخت است.

 

ïرولینگ گفت: “دامبلدور، که بزرگترین مدافع عشق بود، و کسی که صادقانه عقیده داشت که عشق بزرگترین، قدرتمندترین نیرو در سراسر جهان است، خودش را دیوانه ی یک عشق کرده بود.”

 

ïگریندل والد دو قلوی خبیث و پلید دامبلدور بود.

 

ïکلاه گروه بندی آن قطعه از روح ولدمورت را درون هری تشخیص داده بود.

 

ïنویل چند ساعت قبل از هری به دنیا آمده بود.

 

ïولدمورت از لیلی و جیمز خواست تا به حلقه ی مرگ خواران بپیوندند، اما آنها این درخواست را رد کردند.

 

ïپانسی پارکینسون “ضد هرمیون” هست همانند تمام دخترهای مزخرف دیگری که جو در مدرسه گذاشته بود.

 

ïدراکو با آستوریا گرینگرس (Astoria Greengrass) ازدواج کرد. او خواهر بزرگتر دافنی (Daphne) است. آستوریا دو سال در هاگوارتز با دراکو بوده است.

--------------------------------

خبر بعدی به نظر من که خیلی جالبه چون من تا حالا ازش خبر نداشتم. شمارو دیگه نمی دونم؟

 

تحقیقات جدید نشان می دهند که دختران بزرگ نشان از پدری بزرگ دارند. همچنین روابط خوب دختر با پدر می تواند ضامن پیشرفت دختر باشد. دخترانی که از نبوغ فکری بهره می برند پدرانی تحصیل کرده دارند.

مثالها: ماری کوری که دوبار جایزه نوبل گرفت پدرش فرد باهوشی بوده که استاد ریاضیات نیز بوده است.

مرحوم بی نظیر بوتو اولین و جوان ترین زن نخست وزیر عصر جدید پاکستان، دختر ذوالفقار علی بوتو که نخست وزیر اسبق پاکستان بود.

نمونه های دیگه ای هم هست که حال ندارم بنویسم ولی مهم اینه که پدرای خوبی باشید!

_________________________________________________________

حالا یکسری آیا می دانستید که من خیلی دوست دارم!

آيا ميدانستيد شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است.

آيا ميدانستيد 30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌کنند، در زير خاک مدفون شده‌اند.

آيا ميدانستيد وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.

آيا ميدانستيد در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به کار رفته که مي‌توان  با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.

آيا ميدانستيد هر تکه کاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا کرد.

آيا ميدانستيد تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شوند، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.

آيا ميدانستيد در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.

آيا ميدانستيد کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.

آيا ميدانستيد تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!

آيا ميدانستيد بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.

آيا ميدانستيد ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.

آيا ميدانستيد خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.

آيا ميدانستيد اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام  نخواهد شد.

آيا ميدانستيد به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

آيا ميدانستيد يک سوسک حمام مي‌تواند 18 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.

___________________________________________________

یادمه یه زمانی (یادش بخیر!) طالع بینی داشتیم .می دونم  خیلی ها اعتقاد ندارن (اکثرا می گن که ندارن) ولی خب!

 

مهری ها

 

ویژگی ها و خصوصیات کلی:

با سياست‌،با نزاكت‌ و آداب‌ دان‌،احساساتی‌، خيال‌ پرداز، پر تحمل‌، آسان‌ گير، پر شور ‌، آرمان‌ گرا

جنبه منفی شخصیت:

خوش‌ باور و به‌ تأثيرپذير،خودخواه‌ و لوس‌

 

سیاره حاکم بر متولیدین این ماه **زهره** است. رنگ محبوب و خوش یمن مهری ها آبی و سنگ خوش یمنشان یاقوت کبود است.

_____________________________________________________

 

خب دیگه! پست این دفعه هم تموم شد! البته هنوز خیلی چیزها هست که دوست دارم بنویسم اما خب تا پست های بعدی. فقط یادتون نره که توی ادامه مطلب برید چونکه اسامی ایرانی و معناشون رو نوشتم! البته همشون نیستن این دفعه فقط الف تا ت. نگران نباشید بقیه رو هم می نویسم. (انشاالله در چند ماه آینده) راستی قصد دارم که متن قانون اساسی رو هم تو وبلاگ بنویسم. جزو طرح های 5 ساله هستن. راستی نظرتون راجع به این که وبلاگمو ببندیم چیه؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 15:0  به قلم چهارچشمی | 

سلام؟!

بازم من اومدم شاید یک کمی دیر ولی مهم اینه که هستم! ولی مستم! ها؟! بالاخره تونستم کارت بخرم و بیام تو اینترنت ولی راست و حسینیشو می گم حتی اگه کارت هم داشتم طبق فرمایش اسکولی بنام سارام عمرا! عمرا! عمرا! نمیومدم تو نت چونکه:

4شنبه: قرآن

5 شنبه: شیمی

شنبه: فیزیک

1شنبه: زبان انگلیسی

2 شنبه: دینی

3 شنبه: حرفه و فن

4 شنبه: اجتماعی

5 شنبه: تاریخ

شنبه: ریاضی

1 شنبه: عربی

2 شنبه: املا و انشا

3 شنبه: زیست

4 شنبه: جغرافیا

5 شنبه: ادبیات فارسی

 یعنی هرکسی با این وضع امتاحانا واسه علافی بیاد تو اینترنت خیلی خره! ناگفته نماند که همه معلما درسارو از اول امتاحان گرفتنو من هم گلاب به روتون روم به همون همشونو گند زدم اساسی!

وقتی لیستو دادن داشتم امتاحان ریاضی می دادم. بعدش رفتیم دفتر گفتیم چرا جمعه ها امتاحان نداریم گفت یکی از جمعه ها مسابقه علمی دارید! دوست داشتم خفه اش کنم طرفو! ویش!

 خدایا چرا ما اینقدر بدبختیم. یه غلطی کردیم اومدیم تیزهوشان حالا تا آخر عمر باید بکشیم. هی می گن نکش ولی خب مجبوریم بکشیم. (این جمله ایهام داشت)

راستی یه لطفی کردن امتحان ریاضی رو به خاطر مسابقه علمی حذف کردن ولی گفتن هرکی نیاد از نمره ریاضیش کم میشه! امتحان ریاضی هم افتاد شنبه.  استبداد دورن مدرسه ای بود ها! تازه جدیدا برون مدرسه ایش هم اومده! اونایی که با سرویس های مدرسه می رن حق ندارن از در مدرسه برن بیرون!

یه آرزو برای همه:

امیدوارم پس از سرشماری جوجه ها همچنان شاد و خوشحال باشید.

تا بعد!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 15:25  به قلم چهارچشمی | 

تولدت مبارک!

 

سلام!  

امروز تولد وبلاگمه! از اولین باری که آپ کردم 365 روز می گذره و من و وبلاگم خیلی تغییر کردیم. عوض شدن من و وبم شاید به چشم بعضی از شما ها نیاد اما اگه از اولین پستم رو بخونید می بینید که این 4چشمی دیگه اون 4چشمی نیست! خیلی پخته شده* دیگه همه چیز رو نمی گه یه جورایی تودار** نمی دونم! و نمی خوام روز تولد وبم غمگین بشه. می خوام یه شعر زیبا و پرمعنی رو تقدیم به وبم کنم:

 

  یه وب دارم قلقلیه                  

     تپل موپولو و فلفلیه

         من این وبو نداشتم

     با علافی دوست گشتم

      علاف به من هدیه داد

       یه وب گلگلی داد***

__________________________________________

پ.ن ها

* طبق شعر کهن اون شاعر گمنام دراز (بابالنگ دراز نیست، دختر هست)**** که میگه:

خام بودم، پخته شدم، سوختم!!! (از زبان یک سیب زمینی)

** جدی نگیرید!

*** اصلا لازم نیست تشویق کنید!

**** مانند کرولاین ادا کنید!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:23  به قلم چهارچشمی | 

سلام!

 

با عرض معذرت از همه می خوام تو این پستم یه جورایی جواب پست علاف رو بدم. شما هم اگه می خواین سر از اخبار و چیزهای دیگه وب در بیارید به آخر پست مراجعه فرمایید.

-----------------------------------------------------

 

علاف جان! نوشته بودی یه دستی هم به میز بکشم خاک گرفته. فکر می کنم منظورت میزهای توی مدرسه باشه چون دونه ای دو تن خاک روشونو گرفته. در اینجا جا داره که از زحمات سرایدار محترم مدرسمون تشکر کنم. چوخ ممنون!

باور کن یادمه! همه چیزهایی که نوشتی یادمه!

یادش بخیر بید مجنونمون! هنوزم همون جاست .منتظرمونه که گله ای بریم زیرشو تا جایی که می تونیم  ور بزنیم و بخندیم. چه روزگار خوشی بود. یادته می نشستیم اونجا و عیب های همدیگه رو می گفتیم؟ یادته به من می گفتین نازنازو؟ نمی دونم می فهمیدین یا نه اما خیلی ناراحت می شدم اما می گفتم اشکال نداره. دوستیم دیگه! ولی همیشه توی دلم موند که یه بار به من نگید خسیس یا نازنازو! آخه می دونی؟ باور کن از همه نه ولی از خیلی هاتون دست و دل بازتر بودم. از مهسا نه چون هیشکی به پای اون نمی رسه ولی از تو کمتر خسیس نبودم دیگه اندازه تو خسیس بودم. بی خیال! در مورد اون سی دی ها هم راست می گی راپنزل می گرفتیمو سیندرلا می دادیم...

علاف کتابخونه رفتن با تو خیلی خوش می گذشت! وقتی می اومدیم پایین و  می دیدیم زنگ خورده و تا دم کلاس مسابقه می دادیم. همیشه هم من بازنده بودم. یادته یه بار ما و جمعی از بچه های خوشگل و بامرام کلاسمون سر زنگ زبان دیر کردیم و فرستادنمون دفتر؟ اولین بارم بود که به خاطر خطام میرفتم دفتر. یادته چجوری جواب سرهم می کردیم و تحویل خانوم رامزی می دادیم؟ چه حالی می داد! (تو بودی دیگه آره؟ یا سارا بود؟ نه خودت بودی. من که با سارا کتابخونه نرفتم...) یادته یه بار سرکلاس فیزیک شلوغ کردیم و معلم هم قهر کرد و رفت؟ بعدش چی کار کردیم؟ آها! یادم افتاد تعهد دادیم. همه مون با هم. یادته خانم عباسی که مثل خانم پینس می موند ،چقدر دعوامون می کرد وقتی یادمون می رفت توی کتابخونه نباید خوراکی بخوریم؟ یادته تمام زنگ تفریح له می شدیم تو فشار جمعیت که یه آبمیوه بخوریم؟ یادته؟؟؟ من هنوز مزه تولد مهسا زیر زبونمه. یادته چجور با ذوق و شوق از همدیگه می پرسیدیم چی واسش خریدی؟ و تو کمی دلگیر شدی چونه همه مون (منظورم من و سارائه) می دونستیم تو چی خریدی ولی من و اون نگفتیم چی خریدیم؟

گفتی خداحافظی کلاس اول! چقدر تعجب کردیم و خندیدیم به کار تو! یادته تو هم تعجب کردی که چرا می خندیم؟ هنوز اینجایی؟ خوابیدی؟ پاشو ببینم! یادش بخیر چقدر می خندیدیم وقتایی که با دستای باز می اومدیم طرف همدیگه و در می رفتیم. همیشه با خودم می گفتم چه دوست خوبی دارم که این قدر باحاله! ولی علاف اون حرفایی که به یکی می گفتیم به اون یکی نمی گفتیم باعث شد ... راستی منظورت از این جمله چی بود؟ « اونقدر قهوه ای میزدی که دلم می خواست با مشت برم تو فکت» فکر می کنم منظورت وقتی بود که از همتون دل بریدمو قید همتونو یه جا زدم! یادته میومدین دورم که 4چشمی چه مرگته؟ بعد می رفتیم توی کلاسو منتظر می شدیم تا آذین بیاد و بگه علاف! بدو سرویس داره میره. (آخه تو امتحانا بود)

من هم منتظرم مدرسه ها دوباره باز بشن. امروز 31 شهریوره و فردا علاف فردا! فردا می بینمت، برات دست تکون می دم و می دوم طرفت و می پیچم و می خندم و می دوم دنبالت. بعدش از نفس می افتمو منتظرت می مونم! همین فردا!...

 

پی نوشت(1): منظورت از هر روز بهتر از دیروز صاایران که نبود. درسته؟(با علافم)

پی نوشت(2): چوخ ممنون ترکی هستش معنش هم همون متشکرم خودمونه. (یه هفته ای یه پا ترک شدم رفت!)

پی نوشت(3): خب چیکار کنم آخه چی کار کنم دست خودم نیست نمی تونم بدوم حالم بد می شه.

پی نوشت(4): این روزا خیلی طولانی بودن و خیلی سخت گذشتن(برای من) امیدوارم باور کنی...

 

------------------------------------------

 

راستی از هری پاتر چه خبر؟

طبق اخبار موثقی که خبرنگار ما مهساک بدست آورده در ظهر روز دوشنبه، 12/6/86 هری پاتر و قدیسان مرگبار با ترجمه ویدا اسلامیه به بازار آمد. در پی این خبر مهساک اعلام کرد جلد پنجم نبرد با شیاطین نیز در هفته آینده میاد! طی تلفنی به رشد اهواز و پرسش در این باره از مسئول آن قسمت که مهساک اشتباها او را پسر شجاع می نامد (با عرض معذرت از پسر شجاع واقعی) صحت این خبر را از ایشان جویا شده و به کار درست بودن مهساک پی بردم! (ما اینیم دیگه)

 

راستی از تغییراتی که توی وب بوجود اومده تعجب نکنید. خیلی وقت پیش گفته بودم از یک نواختی وبلاگ بدم میاد. منم عوضش کردم. حالا خوب شد یا نشدش رو شما بگید! **هدف ما جلب رضایت خواننده است!**

 

مهساک بار دیگر اعلام کرد : فیلم پنجم هری پاتر رو دیدم. قشنگ بود ولی خیلی خلاصه شده بود! به عبارتی کتاب پنجم رو داغون کردن. اعصابم داغون شد بعد از این که دیدمش. در همین حین 4 چشمی(خودمم) می گوید: اشکال نداره مهساک! تو که از قبل می دونستی فیلم کوتاهه. حالا خیلی ناراحت نشو! ولی خود نیز از عصبانیت در پوست خویش نمی گنجد...

بقیه اخبار:

شنیدم چارخونه رو تا بعد از ماه رمضون نمی ده ولی بعدش سری جدیدشو می ده. اگه کسی اخبار جدید داره بگه.

راستی اغماء خیلی قشنگه ببینیدش. من خودم یه قسمتشو بیشتر ندیدم.

پی نوشت: ببخشید اگه قدیمی بودن.

---------------------------------------------------------

 

و ...

از لطفتون ممنونم که همیشه نظر می دید. مخصوصا از کسانی که در رابطه با خود پست نظر میدن. می خواستم بگم دیگه از این به بعد زیاد منو نمی بینید خیلی سخته برام که نیام تو نت اما خب تلاش خودم رو می کنم که نیام چون باید درس بخونم. خواهشم از شما اینه که همچنان به وب بیاین و نظر بدید و مطمئن باشید در اولین فرصتی که بیام تو نت جواباتونو میدم.

دلم برای همتون تنگ می شه و...

خدا نگهدار!...

قسمتی از شعر سپاس اثر فریدون مشیری:

دیو سیاه قهوه ای!

       دیو سیاه قهوه ای!

ببخشید اشتباه شد درستش اینه:

 

اگر در کهکشانی دور،

      دلی یک لحظه در صد سال،

  یاد من کند،

                    بی شک!

 دل من در تمام لحظه های عمر،

       به یادش می تپد پرشور!

من اینک در دل این کهکشان نور،

       این منظومه های مهر ،

این خورشیدهای بوسه و لبخند،

    شکوه لطفتان را با کدامین عمر صدها ساله پاسخ می توانم داد؟

 

 

THE END!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 7:55  به قلم چهارچشمی | 
 
first page
E-mail
memory
در این باره
من در این کلبه خوشم... تو در آن اوج که هستی خوش باش... من به عشق تو خوشم... تو به عشق هر که هستی خوش باش!...

لینکدونی
مومیایی برنادت
خلاصه ده فصل اول کتاب هفتم هری پاتر
اسامی ایرانی
عموپورنگ
دست نوشته های یک خبرنگار
جادوگران
آرشیو لینک ها
دست نوشته ها
هفته اوّل تیر 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
وبلاگ نویسان کوچک
من چه گویم که در پسندآید؟
یه جای خوب
فرزانگان
هری پاتر4000
نینی کوچولو
شبح سرد
حرفای عاشقانه...
دختر تنها
کاش همه کاش ها روزی به حقیقت برسه
به بهانه صدایی که مرا یادآور خدا بود...
دبیرستان خفن فرزانگان
خدای آسمان ها
مطالبی واقعی اما باورنکردنی از شیطان
به یاد ایام تنهایی
مثل... هیچ جا
پشت میله های سمپاد
هواداران اشکان آکارا
عشق یعنی همین
hop-hop
وبلاگ یکی از بروبچز سمپاد ارومیه
مغزهای متفکر سمپاد
"Gorusan-bii?!"
•°•°•کشتي کچ•°•°•
ابراهیمی+شایستگان
ستاد مرکزی خبرگزاری علاف اند بروبکس نیوز
Angels of Farzanegan
ماری کوری ها در فرزانگان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان